میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

میوه دل

اولین انتخابات

سلام بود و نبود مامانی دیروز اولین انتخابات دوره نهم مجلس در سال 1390 بود که شما توش حضور داشتی و با تعجب به کارهای ما نگاه میکردی حتی میخواستی برگه رای رو از دستم بگیری و بخوری تمام هستی مامان به وسعت آسمون دوستت دارم عااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم یه دنیا یه بووووووووووووووووووووووووووووووووووس خوشگل رو لپای سفیدت ...
13 اسفند 1390

من اومدم با یه عالمه خبر جدید

امید زندگیم سلام به روی ماهت . اول از همه باید ازت عذر بخوام نازنینم به خاطر اینکه یه مدت نتونستم برات خاطراتت رو بنویسم آخه تقصیر من که نبود دلیلش این بود که همونطور که خودت می دونی لب تاب قبلی رو فروختیم و یه لب تاب جدید جایگزینش شد و به خاطر اینکه لب تاب جدید مودم نداشت تا وقتی که مودم خریدیم و مخابرات عزیز لطف کردن و واسمون adsl رو بعد از اندکی تاخیر وصل کردن موفق شدم امروز بعد از مدتی برات بنویسم . و اما تو این مدت خیلی چیزا اتفاق افتاد که یکی به یکی اش رو باید برات به یادگار بذارم . اول از همه باید بگم این ماه بردمت بهداشت و وزنت 9 کیلو شده بود دور سرت 47 سانت و قدت هم 71 بود. از شیطنت هاتم هرچی بگم کم گفتم ماشاالله شیطون شدی د...
10 اسفند 1390

من اومدم با یه عالمه خبر جدید

امید زندگیم سلام به روی ماهت . اول از همه باید ازت عذر بخوام نازنینم به خاطر اینکه یه مدت نتونستم برات خاطراتت رو بنویسم آخه تقصیر من که نبود دلیلش این بود که همونطور که خودت می دونی لب تاب قبلی رو فروختیم و یه لب تاب جدید جایگزینش شد و به خاطر اینکه لب تاب جدید مودم نداشت تا وقتی که مودم خریدیم و مخابرات عزیز لطف کردن و واسمون adsl رو بعد از اندکی تاخیر وصل کردن موفق شدم امروز بعد از مدتی برات بنویسم . و اما تو این مدت خیلی چیزا اتفاق افتاد که یکی به یکی اش رو باید برات به یادگار بذارم . اول از همه باید بگم این ماه بردمت بهداشت و وزنت 9 کیلو شده بود دور سرت 47 سانت و قدت هم 71 بود. از شیطنت هاتم هرچی بگم کم گفتم ماشاالله شیطون شد...
10 اسفند 1390

پسر فضول من

سلام تنها امید مامانی که روز به روز شیرین تر و صد البته فضول تر میشه که حتی گلهای تو خونه هم از دستش در امان نیستن . تازگیا بعد از به دست آوردن گواهینامه روروئک رانی شروع به فضولی کردی و تمام گلهای کنار خونه رو یا کندی یا گلدوناشونو شکوندی . همه مجله های مامانی رو هم در سه سوت کن فیکون میکنی خلاصه فقط منتظر یه فرصت واسه خرابکاری هستی و وقتی دعوات میکنم با معصومیت نگام میکنی و بهم لبخند میزنی که دلم کباب میشه   وقتی هم یه بچه می بینی برای ابراز احساسات یا چنگش میزنی یا موهاشو میکشی که داد بچه مردم رو در میاری  خدا از بزرگتر شدنت به خیر کنه .               ...
13 بهمن 1390

پسر فضول من

سلام تنها امید مامانی که روز به روز شیرین تر و صد البته فضول تر میشه که حتی گلهای تو خونه هم از دستش در امان نیستن . تازگیا بعد از به دست آوردن گواهینامه روروئک رانی شروع به فضولی کردی و تمام گلهای کنار خونه رو یا کندی یا گلدوناشونو شکوندی . همه مجله های مامانی رو هم در سه سوت کن فیکون میکنی خلاصه فقط منتظر یه فرصت واسه خرابکاری هستی و وقتی دعوات میکنم با معصومیت نگام میکنی و بهم لبخند میزنی که دلم کباب میشه وقتی هم یه بچه می بینی برای ابراز احساسات یا چنگش میزنی یا موهاشو میکشی که داد بچه مردم رو در میاری خدا از بزرگتر شدنت به خیر کنه . نفسم دوستت دارم یه دنیا به قدر آسمونها . یه بوس شبنمی رو گونه های مخملیت ...
13 بهمن 1390

ای شکمو

سلام سلام به شکموترین پسر دنیا که من دیوانه وار عاااااااااااااااااااااااااااشقشم و فقط به شوق اونه که زنده ام . خوشگل خودم جونم برات بگه که حسابی بلا شدی . دیروز رفتیم خونه مامان جون و بعدازظهر که من و مامان جون داشتیم حرف میزدیم و همزمان من پفک می خوردم شما خودت رو به سمت پفکها انداختی یعنی اینکه منم میخوام  مامان جون هم یه دونه بهت داد که شما کلی با ذوق سریع خوردی و دونه بعدی رو از دست مامان جون قاپیدی خلاصه کلی ما بهت خندیدیم . امروز هم امیررضا واسه خودش خوراکی خریده بود و شما اصرار داشتی که ازش بگیری واسه همین بهت یه کپل داد که شما کلی تو خوردنش ملچ ملوچ راه انداخته بودی که بیا و ببین . تازگیا هر غذایی که ببینی با سروصدا مج...
13 بهمن 1390

آش دندونی

نور چشمام سلام به قلب مهربونت که فقط و فقط به خاطر تو زنده ام و نفس میکشم چند روز پیش خاله سحر از مشهد اومده بود پیش ما و همون طور که می دونی انگار من بال در آورده بودم چون خاله سحر با اینکه خاله اصلیت نیست اما مثل روح مامانیته تو یه بدن دیگه خلاصه هرچی از خوشحالیم بگم کم گفتم بعد از کلی راه رفتن و گردش کردن دسته جمعی جمعه هفته پیش ما دعوتشون کردیم و قرار شد شنبه واست آش دندونی درست کنیم البته به شیوه مشهدی ؟؟!! خلاصه عصر شنبه مراسم شروع شد ابتدا طبق یه رسم قدیمی شما رو روی یه سفره نشوندیم و بعد از اینکه یه پارچه رو سرت گرفتیم نخود و لوبیا و همه مواد آش رو ریختیم رو سرت بعد هم بزرگترها زحمت درست کردن آش رو کشیدن که چقدر هم خوشم...
13 بهمن 1390

آش دندونی

نور چشمام سلام به قلب مهربونت که فقط و فقط به خاطر تو زنده ام و نفس میکشم چند روز پیش خاله سحر از مشهد اومده بود پیش ما و همون طور که می دونی انگار من بال در آورده بودم چون خاله سحر با اینکه خاله اصلیت نیست اما مثل روح مامانیته تو یه بدن دیگه خلاصه هرچی از خوشحالیم بگم کم گفتم بعد از کلی راه رفتن و گردش کردن دسته جمعی جمعه هفته پیش ما دعوتشون کردیم و قرار شد شنبه واست آش دندونی درست کنیم البته به شیوه مشهدی ؟؟!! خلاصه عصر شنبه مراسم شروع شد ابتدا طبق یه رسم قدیمی شما رو روی یه سفره نشوندیم و بعد از اینکه یهپارچه رو سرت گرفتیمنخود و لوبیا و همه مواد آش رو ریختیم رو سرت بعد هم بزرگترها زحمت درست کردن آش رو کشیدن که چقدر هم خوشمزه شده بود ...
13 بهمن 1390

حرفهای در گوشی

نور چشام سلام گلکم . الان که برات می نویسم شما تو خواب نازی و من عاشقانه نگاهت میکنم و تو دلم هزار بار فدات میشم ، امیدوارم خوابای خوب و رنگی ببینی . کبوتر قشنگم فقط اومدم یواشکی یه چیزی بگم و برم ؟؟؟؟!!!!! اومدم بهت بگم               ...
4 بهمن 1390

حرفهای در گوشی

نور چشام سلام گلکم . الان که برات می نویسم شما تو خواب نازی و من عاشقانه نگاهت میکنم و تو دلم هزار بار فدات میشم، امیدوارم خوابای خوب و رنگی ببینی . کبوتر قشنگم فقط اومدم یواشکی یه چیزی بگم و برم ؟؟؟؟!!!!! اومدم بهت بگم ...
4 بهمن 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد